مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم
به زندان جفايت گر کشاني دوستت دارم
چه حاصل از جفا کردن چه سود از مهر ورزيدن
مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم
به چشمان تو سوگند اي گل زيبا مرا هرچند
سزاوار حريم خود نداني دوستت دارم

... و تو نمی دانی
در این
شبهای تنهایی
من چگونه تو را
و تنها تو را می خوانم
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:25 توسط ღ♥ღ(¯`·.¸¸سپیده¸.·´¯)ღ♥ღ
|

