سلام.
گفتم بیامو آخرین کامنت تابستونمم بزارم.شایدم این پست آخرین پستم باشه...
نمیدونمم چه جوری با چه شیوه ای ...تمومش کنم اینقدر دلم خوونه که هیچکی
خبرمو نداره...مدتیه مثل دیوونه ها شدم .یه جور ناامید به زندگی نگاه میکنم.
شایدم دارم چوبمو میخورم.
بیخیال>>پچه ها یه سوالی واسم پیش اومده دوست دارم هرکی نظرش بهم بگه<<
۱.با کدوم دنده و چه سرعتی در مسیر زندگی حرکت می کنی؟؟
۲.تا حالا شده توو زندگیت برات اتفاقی یا مشکلی پیش بیاد شو به خودت بگی که<<حقم بودش>>؟؟
اگه به این دوتااا سوالم جواب بدین ممنون میشم.
دیگه بیشتر از این سرتوون رو درد نمیارم.
فعلا...
نشونی نظر
امروز مرا از برم ای یار من بسااااااااز........
خوش اومدین گلا...
سلامی به زیبایی وعطرگلهای محمدی به شما یاران وهمسفران دل
احوال دوستان ؟؟دیگه گفتم بیاامو یه حالی توو وبلاگم بدم....بعضی از دوستااا گفتن از خودت بنویس اگه ننویسم بهتره چون حالتون گرفته میشه...راستی دوستااان خبری در راه سرخوش اون دل که اگاهه شاید همین روز ۴شنبه باشه.پرده از چهره گشایی
¤¤روز نیمه شعبان همتون مبارک مخصوصا سالگرد ازدواج بابا جوونمو مامانه گلم¤¤
خب واسه امروز چندتاا جوک تهیه کردم که از خنده رودل کنن.
يك تركه يه دختررا تو خيابان ميبينه خوشش مياد دختره سواره اتوبوس ميشه
تركه شماره اتوبوس رو برميداره
-------------------
به يه مرد مجرد گفتن چرا زن نميگيري گفت من حرفي ندارم اما بايد
مثل ماه باشه يعني شبها بياد صبحها بره
-----------------
يه پسر دايناسور پدر مادرش ميرن بيرون خونه ميره پيش دوست دخترش ,
ميگه بيا بريم خونمون دختر ناز مي كنه بچه دايناسور ميگه همين كارهارو كردي نسلمون
منقرض شده دیگه
-------------------
- قزوينيه وارد يك جمع ميشه، با همه از دم روبوسي ميكنه به جز يك نفر كه فقط باهاش
دست ميده. يارو شاكي ميشه، ميگه: چرا منو ماچ نكردي؟! قزوينيه ميگه: بالام
تورو گذاشتم بكنم!!!
--------------------------
به قزوينيه ميگن: يك خاطرة خوب تعريف كن، ميگه: بالام جان، بچه بود..
سفيد بود..! ميگن حالا يك خاطرة بد تعريف كن، ميگه: آي بالام جان، بچه بوديم
... سفيد بوديم..!!
-------------------------
تركه رفته بوده خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما خونه دارين؟
تركه ميگه: ايلده خودم كه خونه ندارم... ولي بر و بچهها مكان زياد دارن!!!
--------------------------
بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار..
اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!
---------------------------
لره داشته تو لسآنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه:
سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!!!
-----------------------------
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات..
تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خايهمالي ميكنه، تا
آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ميزده، يهو ارنولد
مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!!!
-------------------------------
تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه...
اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده!!
--------------------------
رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد،
با بر و بچهها رفتيم شمال!!!
----------------------------
تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده،
يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه
يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم
مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!!!
دفعه بعد جوکای ۱۸ به بالا میزارم![]()
فعلا..


